الفيض الكاشاني

716

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

تمام روى تو نتوان به يك نظر ديدن * اگر چه به هر نظر چشم كس چهار شود ستاره‌اى بنما يا هلالى از رويت * كه قرص بدر خجل ، آفتاب خوار شود به كف نهاده سر خود وصال مىخواهم * كدام تا بر تو زين دو اختيار شود براى دوست بود جان كه در تنست مرا * به راه دوست فتم چون تنم غبار شود بيا كه تا غم شبهاى هجر عرض كنم * كه گر به سينه بماند يكى هزار شود بيا و درد دل من يكى يكى بشنو * تو چون نهى به لبم گوش ، خوشگوار شود دمى چو شاد شوم ان يكاد « 1 » مىخوانم * ز شش جهت كه مبادا غمى دوچار « 2 » شود من و غميم بهم دشمنان يكديگر * ز كارزار مبادا كه كار ، زار شود اگر به وصف در آرم غم فراق ترا * زبان وصف شود شعله ، دم شرار شود رود چو جان ز تنم دل ز غم همان سوزد * درون خانهء تن ، شمع اين مزار شود به نزد دوست رو اى فيض و يك‌به‌يك بشمر * شمرده گر نشود غصّه بيشمار شود ( 257 ) جور ز حد ببر ، مگو جور زياد مىشود * از نظرى به روى تو جور تو داد مىشود جور و جفا ز تو رواست هر چه تو مىكنى بجاست * گر تو همه وفا شوى حسن كساد مىشود جور و جفا بهم خوش و مهر و جفا بهم نكوست * هست جفا صلاح حسن ، ورنه « 3 » فساد مىشود لطف نهان به جلوه آر تا برود دلم ز كار * حسن چو جلوه مىكند عشق زياد مىشود نيست مرا به جز تو كس ، مونس من تويى و بس * غم به دلم چو مىرسد دل به تو شاد مىشود

--> ( 1 ) - چ پ : و ان يكاد - سورهء القلم آيهء 51 به شرح فهرست . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : دچار . ( 3 ) - چ ش ، چ پ : گرنه .